تبليغاتX
برای شازده كوچولو

برای شازده كوچولو

آفاق پر از اخترکان است و به جایت

کس را ننشاند دل خورشید پسندم

با رفتن و گم گشتن و از خویش بریدن

گیرم که به هر شیوه دل از مهر تو کندم

اما چه کسی لایق عشق است به جز تو؟

بی تو دل سرگشته به مهر که ببندم؟

+ نوشته شده در  ساعت   توسط آويسا  | 

دلی که با صد رشته ی جادو نمیگیرد قرار

تاری از گیسوی او  آرید  و در  بندش کنید

+ نوشته شده در  ساعت   توسط آويسا  | 

ای دل من!سر مکوب به سینه این سان ناشکیبا

لحظه ای ،دیوانه جان آرام بنشین،خواهد آمد...

+ نوشته شده در  ساعت   توسط آويسا  | 

اول دلم فراق تو را سرسری گرفت

وان زخم کوچک دلم آخر جذام شد

گلچین روزگار رسید و نوبت با من وزیدنت

دیگر تمام شد،گل من تمام شد

بعد از تو باز من و باز عاشقی و باز...

نه،این قصه همین جا به نام تو تمام شد.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط آويسا  | 

از گل دورترین بوته ی خاک

به تو ای دوست ٬ 

          سلام

         حالت آیا خوب است؟

         روزگارت آبیست؟

         همه اینجا خوبند

         نیلبک میخواند٬

         قاصدک میرقصد٬

         باد عاشق شده است

         فکر من باش که من فکر تو ام...

+ نوشته شده در  ساعت   توسط آويسا  | 

وقت رفتن است
بازهم همان حکایت همیشگی !
لحظه ی عظیمت تو ناگزیر می شود
آی...
ناگهان
چقدر زود
دیر می شود!
 
+ نوشته شده در  ساعت   توسط آويسا  | 

بین من و دیدار تو  راهیست که دور است

دیدار تو دور است و دل من نه صبور است

ای  خانه  مرا  با  تو  به  اندازه ی  آفاق

آفاق  مرا  بی تو به اندازه ی گور  است

+ نوشته شده در  ساعت   توسط آويسا  | 

آسمان  با همه روشنی اش  مال تو باشد

آنکه  خوش یمن ترین کوکب اقبال  تو باشد

عشق احساس قشنگیست پر از میل پریدن

شوق پرواز  همیشه  به  پر و  بال  تو باشد

+ نوشته شده در  ساعت   توسط آويسا  | 

تا عشق میگشاید با ناخن بلندش

                       ای غم هرآنچه خواهی بفکن گره به کارم

+ نوشته شده در  ساعت   توسط آويسا  | 

من گوش چرا  دارم  تا عقل چه میگوید

                         در خطه ما اینک عشق است که فرماندست

بر من بوز و با خود بردار و ببر ای عشق

                         خاکستر سردی را  کز  عقل به جا ماندست

+ نوشته شده در  ساعت   توسط آويسا  | 

حس میکنمت همیشه اینجا هستی

پنهان چه کنم  تو را  که پیدا هستی

تو  با منی  و خود منی  و  این سان

گویند  که  نیستی  تو  اما  هستی

+ نوشته شده در  ساعت   توسط آويسا  |